تبليغاتX
Turcoman = ترکمن
ترکمن
جمعه بیست و سوم تیر 1385
عروسی

ساعت حول وحوش هفت بعد از ظهره. همه دارن برای عروسی آماده میشن. عروسی یک ساعت دیگه شروع میشه.

مثله بقیه ی عروسی ها تو یه محیط بازه تا بشه پرید وسطو رقصید. داماد داره یه گوشه با دوستاش حرف میزنه.

انگارنه انگار عروسیشه. خواننده ها بلاخره رسیدند. دیگه کم کم باید شروع بشه. مردم اطراف حیاط جمع شدن٬ وسط خالیه.

یه گوشه ی حیاط گروه موسیقی مشغول نواختن و خواندن هستند. یه گوشم جایگاه نشستن عروس و داماده که با فرشایه دست بافت

ترکمنی تزیین شده. خواننده ها دارن آهنگای فارسی میخونن. صداشون خیلی بده ولی از هیچی بهتره. مردم هم ریختن وسطو دارن

میرقصن. تقریبا همه ی روستا اومدن. کسی دعوتشون نکرده. خودشون اومدن.

حالا نوبت عروس و داماده. میان وسط و با هم میرقصن. دوستا و خوانواده هاشون رو سر اونا پول میریزن. اسکناسای ده٬ بیست و پنجاه

تومنی. یه نفر مأمور همین کاره. پولایه درشت مردمو ریز میکنه. خواننده یه آهنگو پنجاه بار میخونه. مده.

بیشتره مردا مستن. قبل از عروسی شراب خوردن. تو حاله خودشون نیستن.

خسته شدم بقیش باشه برای بعد...!            

+ نوشته شده در 23:46 توسط Shaggy.